تاريخ: دوشنبه 8 بهمن1386 ساعت :21:27
بالاخره فرصتی پیدا کردم سری به اینجا بزنم.
دانی را شنبه بردیم واکسن زد، زیاد تب نکرد ولی این چند روز مدام بی قراری می کنه، همش باید بغل باشه، شب هم تا ۲ بیداره، البته با گریه. بیچاره بابایی که مجبور بود این چند روز ساعت ۶ بره سر کار. امروز بردیمش دکتر ،گفت چیزیش نیست
.
شاید داره دندان در میاره چون مدام دستش تو دهنشه و انگار داره یه چیزو می جود.
راستی پسرم حسابی تو غلت زدن راه افتاده، خوششم آمده تا می خوابونیمش سریع غلت میزنه و می خنده، بعدشم کلی تلاش می کنه تا دستشو در بیاره
.
حداقل با این شیرین کاریهاش خستگی از تنمون در میره
.
