تبليغاتX
دانیال عشق مامانی و بابایی

تاريخ: چهارشنبه 3 بهمن1386 ساعت :20:0
پسرکم امروز چهار ماهگی اش تمام و وارد ماه پنجم زندگی شد.

 

عسلی تولدت مبارک.

در ابتدای این وبلاگ می خواهم از خاطرات دانی کوچولو در این ۴ ماه بنویسم.

دانی اولین بار در ۲۴ روزگی سوار هواپیما شد و از اهواز به کیش آمد. پسرکم تمام طول پرواز را خواب بود و اصلا مامانی را اذیت نکرد (مرسی صبور من).

بابایی مهربون هم با یک دسته گل خوشگل به استقبال او و مامانی آمد (مرسی بابایی دوست داشتنی).

 


 

اولین بار در ۲۸ آبان دانی را بردیم به یک آتلیه تا ازش عکس بگیریم (البته زیاد از کارش خوشمان نیامد ) و در همان شب مامانی و بابایی در یک حرکت انتحاری جوجو کوچول را کچل کردند وبلافاصله بعد از این عمل پشیمان شدند ولی دیگه کاری نمیشد کرد.

وقتی نی نی یکی یکدونه باشی با یه مامان دنبال تنوع .........

ولی اشکالی نداره ، مو در میاد......

باید اعتراف کنم که تا حالا از موهای پشت سر پسرکم خبری نیست (انگار مدل آلمانی کوتاه کرده) و ما هم دست به دعاییم که هرچه زودتر این موها دربیاد.

البته پسرم خیلی آبرودار است چون موهای جلوش کاملا در آمده و با کلاه کسی متوجه نمی شود، تو عکس هم بی مویی اش اصلا مشخص نیست(فدات بشم مامانی).

قبل از اصلاح بعد از اصلاح

 

 

نوشته شده توسط مامان مرجان | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo